تبلیغات
Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ━═ دلتنگی های من ═━Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ - داداش
Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ━═ دلتنگی های من ═━Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ

با آنکه در تنهاترین تنهاییم ، تنها کسم ،تنهای تنهایم گذاشت . ای خدا به حق تنهاییت ، در تنهاترین تنهاییش ، تنهای تنهایش نگذار

دفعه اول تو کوچه دیدمش گفت: داداشی میای بازی کنیم؟ بعد اینکه

 

بازیمون تموم شد گفت: تو بهترین داداش دنیایی..وقتی بزرگتر شدم به

 

دانشگاه رفتم چشمم همش اونو میدید و میخواستم از ته قلبم بگم

 

عاشقشم، دوسش دارم؛ اما اون گفت: تو بهترین داداش دنیایی..وقتی

 

ازدواج کرد من ساقدوشش بودم بازم گفت: تو بهترین داداش دنیایی.. و

 

وقتی مرد من زیر تابوتشو گرفتم مطمئن بودم اگه میتونست حرف بزنه

 

می‌گفت: تو بهترین داداش دنیایی..چند وقت بعد وقتی دفتر خاطراتشو

 

خوندم دیدم نوشته: عاشقت بودم، دوستت داشتم؛ اما می‌ترسیدم بگم.

 

برا همین میگفتم تو بهترین داداش دنیایی



نوشته شده در دوشنبه 5 دی 1390 ساعت 21:46 توسط ستاره نظرات | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ