تبلیغات
Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ━═ دلتنگی های من ═━Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ - حالا چرا؟
Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ━═ دلتنگی های من ═━Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ

با آنکه در تنهاترین تنهاییم ، تنها کسم ،تنهای تنهایم گذاشت . ای خدا به حق تنهاییت ، در تنهاترین تنهاییش ، تنهای تنهایش نگذار

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟ بی وفا    ، بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی     سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ؟

عمر ما ار مهلت امروز و فردای تو نیست    من که یک امروز مهمان توام فردا چرا ؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم   دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا
؟

وه که با این عمر های کوته بی اعتبار     این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا ؟

آسمان چون جمع مشتاقان ، پریشان می کند    درشگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا ؟

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر       راه عشق است این یکی بی مونس و تنها چرا ؟

بی مونس و تنها چرا ؟     تنها چرا ؟ حالا چرا

نوشته شده در جمعه 10 تیر 1390 ساعت 14:51 توسط ستاره نظرات | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ