تبلیغات
Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ━═ دلتنگی های من ═━Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ━═ دلتنگی های من ═━Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ

با آنکه در تنهاترین تنهاییم ، تنها کسم ،تنهای تنهایم گذاشت . ای خدا به حق تنهاییت ، در تنهاترین تنهاییش ، تنهای تنهایش نگذار













        



نظر یادت نره ها





نوشته شده در پنجشنبه 25 فروردین 1390 ساعت 17:47 توسط ستاره نظرات | |


نوشته شده در پنجشنبه 7 فروردین 1393 ساعت 19:28 توسط ستاره نظرات | |

نه امشب كه هر شب كه حالم خرابه

یه جزیرم كه دارم یه دریا سرابه

من عادت نكردم به شب های سردم

به این كه نباشی نه عادت نكردم

قسم خورده بودم اگه از تو جدا شم

 دیگه حتی یه لحظه تو فكرت نباشم

ولی دیدم نمیشه نمیشه نمیشه

كه فكرت نباشم نه دیروز و نه فردا همیشه

چقد قصه گفتم كه دریا بخوابه

چقد گریه كردم نفهمم سرابه

نفهمم كجامو نفهمم كجایی

چقد با تو بودم تو حین جدایی


نوشته شده در یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 ساعت 01:11 توسط ستاره نظرات | |

یکی بود که یه روزی  ، من و دوست داشت حالا رفته
یکی نبود بدونه ، بی خبر اون کجا رفته
همه ی قصه این بود ، چقد آسون چقد زود
یکی قلبت رو برده ، سرمون چی آورده

از دسته تو دلگیرم از قصه ی تو سیرم
دیوونه شدم بی خونه شدم از دسته تو میمیرم
این قصه ی ما دوتاست میبینی چقد کوتاست
تقصیر توئه اشکه تو چشام دیوونه ی بی احساس

یکی بود که از امروز، شده عکس تو اتاقم
یکی نبود بدونه ، نمیاد دیگه سراغم
چقد این قصه تلخه ، بخدا اشتباهه
تو چکار کردی با این ، دلی که بی گناهه

از دسته تو دلگیرم از قصه ی تو سیرم
دیوونه شدم بی خونه شدم از دسته تو میمیرم

این قصه ی ما دوتاست ، میبینی چقد کوتاست

تقصیر توئه اشکه تو چشام دیوونه ی بی احساس




نوشته شده در جمعه 3 آذر 1391 ساعت 11:16 توسط ستاره نظرات | |




باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین

بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

این صبح تیره باز دمید از کجا کزو

کار جهان و خلق جهان جمله درهم است

گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب

کاشوب در تمامی ذرات عالم است

گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست

این رستخیز عام که نامش محرم است

در بارگاه قدس که جای ملال نیست

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند





ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 30 آبان 1391 ساعت 17:11 توسط ستاره نظرات | |

بخدا زوده زوده که بگی دیگه حرفی نمیمونه
بخدا زوده زوده واسه مردنه این دله دیوونه

بخدا خیلی زوده

بخدا سخته سخته که بخوام بمونم بی تو تو دنیا
بخدا سخته سخته که بگی نبوده چیزی بینه ما
بخدا خیلی سخته

دلتو راحت واسه همیشه نگو بریدی ساده
اونی که اینجاست دلشو راحت به تو داده
بگو یه خوابه بگو میمونی نرو میترسم بی تو
میمیره آخه دله شکستم تا بری تو

بخدا دیره میبینی به تو آخه اینجوری وابستم
بخدا ظلمه میدونی که قلبتو هیچ موقعه نشکستم
بخدا خیلی دیره

بخدا بی تو این خونه واسم مثه زندون تنهایی
بخدا تنها این خوابه بگو نمیری بگو اینجایی

بخدا خیلی تنهام




نوشته شده در شنبه 27 آبان 1391 ساعت 12:31 توسط ستاره نظرات | |



دلم تنگه مثه ابرای تیره
تو یه حسی مثه زندون اسیره

تو از احساس من چیزی نمیدونی

که داری بیخودی من و می رجونی

یه امشب جای من باش جای اونی که چشماش
به در خشک شد ولی عشقش نیمومد
یه امشب همسفر باش مثه من در به در باش
جای اون که به دنیا پشته پا زد

باید کاری کنی آروم بگیرم
باید یک لحظه دستات و بگیرم
باید برگردی امشب باز به این خونه
باید این لحظه ها یادت بمونه

یه امشب ماله من باش ماله مردی که دستاش
به جز دسته تو همراهی نداره
بزار یادت بیارم چجوری بی قرارم
دله من غیر تو راهی نداره

من از تو یاد گرفتم تمامه زندیگیمو
حالا با کی بگم این قصه ی وابستگیمو؟؟؟
رو دوشه کی بزارم یه دنیا خستگیمو؟؟؟
باید کاری کنی تو که باز مثله قدیما
به هم خیره بشن چشمای خیس و اشکیه ما
همین امشب که تنهام باید برگردی اینجا



نوشته شده در جمعه 5 آبان 1391 ساعت 11:44 توسط ستاره نظرات | |



امروز ازم میپرسی زندگیم مثل مثل همیشه هست یا نه

بهت گفتم همه چی رو به راهه ولی اصلا منو نمیشناسی

فکرمیکنی بدون تو زندگی به کاممه؟

بدون من مشکلی نداری؟

خیلی سخته زندگی کردن بدون تو

از خودم که زنده ام بدم میاد

چیکارکنم؟هنوز توی روزی هستم که به خاطر یه حرفت شکستم

بهم بگو آیا اینطور زندگی کردن اشتباهه؟

بهم بگو آیا تو هم مثل من هرروز با درد زندگی میکنی؟

تو و من

آیا واقعا خیلی دیر شده؟

یعنی هیچ شانسی نداریم؟

هنوزم بهت فکرمیکنم

ولی تو اینو نمیدونی

این آخر ماجراست؟

یعنی رابطه ی ما اینجور باید تموم شه؟

تو میتونی باهاش کنار بیای؟

فکرنکنم بتونم تحمل کنم

عشقی مثل عشق تو

حتی بعد از مرگم هم نمیتونم پیدا کنم

چیکارکنم؟ اگرقلبم مال تو نباشه

کس دیگه ای هم نمیتونه اونو داشته باشه

لطفا با من بمون

میدونی هرچقدر هم تلاش کنم نمیتونم تو رو از ذهنم پاک کنم

لطفا کنارم بمون

چیکارکنم؟حتی حالا زندگی هرروز من طوریه که

با یه کلمه ی توزیر و رو میشه




نوشته شده در جمعه 13 مرداد 1391 ساعت 19:19 توسط ستاره نظرات | |

هر یه قدم که ازم دور میشی اشکام سرازیر میشه

داری میری جایی که من نیستم

ولی نمیتونم جلوی رفتنتو بگیرم واینجا وایستادم گریه میکنم

چیکار کنم؟چیکار کنم؟داری ازم دور میشی

چیکار کنم؟چیکار کنم؟منو اینجا تنها میزاری

دوستت دارم دوستت دارم

اگه بلند بگم هم نمیشنوی چون دارم تو دلم داد میزنم

هر روز میخوام از ذهنم پاکت کنم ولی به یادم میایی
هر روز میگم خداحافظ ولی به یادم میایی

داری یه جایی میری که هرچیم دستمو دراز کنم بهش نمیرسم





نوشته شده در پنجشنبه 5 مرداد 1391 ساعت 23:02 توسط ستاره نظرات | |

نباید اینکارو میکردم

نباید منصرف میشدم

نباید تورو میدیدم

باید فرار میکردم

باید تظاهر میکردم صداتو نشنیدم

انگار اصلا نشنیدم!

نباید به صدای عشقت گوش میدادم

بدون یه کلام, عشق رو بهم شناسوندی

بدون یه کلام,حرف عشقتو بهم دادی

پر از نفسهات شدم

بعد رفتی

بدون یه کلام حرف,من رو ول کردی

بدون یه کلام حرف,عشق من رو رها کردی

نمیدونستم چی بگم

لبهام از شوکه بودن تکون نمیخوره

بدون یه کلام حرف رفتی

نباید اینکارو میکردم

نباید منصرف میشدم

نباید تورو میدیدم

باید فرار میکردم....




نوشته شده در چهارشنبه 4 مرداد 1391 ساعت 22:10 توسط ستاره نظرات | |

همه میگن که تو رفتی همه میگن که تو نیستی

همه میگن که دوباره دل تنگمو شکستی

 دروغـــــــــــه

چجوری دلت میومد منو اینجوری ببینی

با ستاره ها چه نزدیک منو تو دوری ببینی

همه گفتن که تو رفتی ولی گفتم که دروغه

همه میگن که عجیبه اگه منتظر بمونم

همه حرفاشون دروغه تا ابد اینجا میمونم

بی تو با اسمت عزیزم اینجا خیلی سوتو کوره

ولی خوب عیبی نداره دل من خیلی صبوره

صبــــــــوره

همه میگن که تو نیستی همه میگن که تو مردی

همه میگن که تنت رو به فرشته ها سپردی

دروغــــــــــــه

 


نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد 1391 ساعت 18:27 توسط ستاره نظرات | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ